ابو الفضل مير محمدى زرندى
237
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
مذكور است ، و ما در شرح قصهاى كه سبب نزول اين آيه شده يكى از آنچه را گفتهاند بيان مىكنيم : مرحوم شيخ كلينى مىنويسد : تميم دارى و ابن بندى و ابن ابى ماريه با هم سفرى نمودند و تميم دارى مسلمان بود و آن دو نفر ديگر نصرانى . تميم دارى مريض بود و مرضش شدت پيدا كرد و در موقع احتضار هر چه داشت تحويل آن دو همسفر خود نمود تا به بازماندگان او رد كنند پس تميم مرد و آن دو نفر به مدينه آمدند و از امانتها دو چيز يكى ظرف و ديگرى گردنبندى را برداشتند و بقيه را به ورثه رد كردند و بازماندهها چون اين دو چيز را نديدند پرسيدند آيا پدر ما مرض سختى پيدا كرد كه مال زيادى در معالجه آن صرف كند ؟ گفتند نه فقط چند روزى مريض شد . سپس پرسيدند : آيا از او چيزى به سرقت رفت ؟ اظهار كردند نه . پرسيدند آيا پدر ما معاملهاى در اين سفر نمود تا در آن خسارتى ديده باشد ؟ گفتند نه . و پس از اين سؤالات اظهار كردند ما دو چيز مهمى را در بين اثاث پدرمان نمىبينيم : ظرفى بود با طلا منقوش بود و با جواهر به آن زينت داده بودند و نيز گردنبندى را هم نمىبينيم ، اظهار كردند آنچه را پدر شما به ما داد تمام آن را به شما تحويل داديم . آنگاه ورثه ، آن دو را خدمت پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آوردند و آن حضرت آنها را سوگند داد و آنان قسم ياد كردند و آزاد شدند و پس از مدتى معلوم شد اين دو چيز قيمتى در دست آنها ديده شده است ناچار به پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) خبر دادند و آن حضرت منتظر حكم و وحى از جانب خدا شد تا آيهء شريفه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ . . . » نازل شد كه دلالت دارد بر قبولى شهادت اهل كتاب در صورتى كه در حال سفر بوده و شاهد مسلمانى هم نباشد « 1 » . و على بن ابراهيم با سند صحيح از يحيى بن محمد از امام صادق ( عليه السلام ) روايت مىكند : هر گاه اطلاع حاصل شد كه آن دو شاهد به باطل شهادت دادهاند نبايد شهادت آنها نقض شود تا اينكه دو نفر ديگر را بياورد تا جانشين آنها گردند . . . « 2 » .
--> ( 1 ) تفسير برهان ، ج 1 ، ص 507 در تفسير آيه و ظاهرا قصه مربوط به ابن ابى ماريه مولى عمرو بن العاص مىباشد كه او مسلمان بود و در سفر و طريق از دنيا رفت و او بود كه وصيت كرده بود و اما تميم نصرانى بود و در سال 9 هجرى اسلام آورد و در سال 40 از دنيا رفت چنانچه در مجمع البيان و كنز العرفان سيورى ديده مىشود . ( 2 ) مدرك سابق .